گفتگوی دو خط موازی
اولی : می دونی چیه تا حالا نشده دو خط موازی به هم برسن اما خط دومی نگاهی پر معنا به اولی کرد و گفتک دوستت دارم خط دوم از هیجان لرزید و گفت : که ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم . اما ناگهان یکی از از اون دور دورا گفت:
که دو خط موازی به هم نمی رسند و اونا تکرار کردند ........
اما افسوس کهاین خط تا نهایت مبهم رفت
منو تو هم دو خط موازی هستیم پس تکرار کن![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384ساعت 13:1  توسط شهبازی
|
